پارتی بازیه
خواستم به نقل یکی از دوستام که پست داستانک ۲ رو خوندن بگم که :
"خدا بین بنده هاش فرق گذاشته.یکی رو خیلی زیبا و یکی رو خیلی زشت آفریده.
یکی رو با قیافه معمولی و یکی رو یکم زشت و یکم خوشکل.حتی بنده های مومن خودش و
مردان خدا هم زیبا آفریده.اما بعضی از بنده های مظلوم خودش رو طوری آفریده که هرروز بهش
ناروا و یکسری کلمه های ناشایست میزنن که دل اون بیچاره به درد میاد.
خدا خبرداری که تو دلش چی میگذاره؟ هیچکدوم از بنده های خدا نمیدونن تو دل اون بچه ای که زشت
آفریده شده چه خبره!!! این آخره بی انصافی نیست که یه عمر به قیافه ادم توهین بشه؟
چرا ؟ هان چرا ما که از دل اون بدبختا خبر نداریم با حرفامون میرنجونیمشون؟ بخدا من اشک اون پسر رو
دیدم که میگفت : سیاوش دلم گرفته از این ادمای بی رحم.از حرفاشون از همشون متنفرم...
من که دیگه نمیدونستم چکار باید بکنم بغلش کردم گفتم اشکال نداره...اون بالا یه خدایی داری که جبران تمام این نداشته هاته...گفتم اون دنیا جلو همشونو میگیری و بخاطر حرفاشون به خدا شکایت میکنی.."
خب دوستان این نصف تمام حرفای دوستم با اون پسر نبود...
لطفا نظرتونو بگید درباره این پست.منتظرم
